یکی از فانتزیام اینه که یکی بخواد به یکی دیگه شلیک کنه
بعد من داد بزنم نههههههههه و خودمو بندازم جلوی گلوله
بعد خون بپاشه از قلبم بیرون و مردم دورم جمع بشن با گریه بهم افتخار کنن
از اون طرف کارگردان داد بزنه کات بازم خراب کردین
یکی از فانتزیام اینه که توی یک مهمونی یهو وارد بشم
و دخدرا که دارن میوه پوست می کنن
همه دستاشون رو ببرن از خوشتیپی من !
و بعد از اینکه یکم نشستم
پاشم حرکت کنم به سمت افق
یکی از فانتزیام اینه خوانــنده بشــــم
بعد کنسرت بزارم تو یه ورزشگاه بزرگ
کل ورزشگاه پر بشـــه بعد من نــرم کنسرت و اجرا کــــــنم
یکی از فانتزیام اینه :
زارت بزنم تو صورت یکی بگم نخواب
بخوابی می میری
تو باید زنده بمونـــی !
یکی از فانتزیام اینه که تو المپیک با نا داوری حذف شم
اون موقع هر چی فن و تکنیک که یاد گرفتم و نگرفتم رو داور مسابقه اجرا کنم
بعدش بشینم وسط زمین مسابقه اجازه مسابقه های بعدی رو ندم !