یکی از فانتزیام اینه
وقتی مامانم خونه نیست میرم
در یخچال رو اینقدر باز میزارم تا صدای آلارمش در بیاد
بعد میگم : حالا هی زر بزن هیشکی به دادت نمی رسه
یکى از فانتزیام اینه که
برم سر کلاس هندسه
بگم: سر زنگ هندسه میگم این درسا بسه
کاشکى این زنگ بخوره دل به دلدار برسه
بعد استاد از کلاس حذفم کنه
همین که دارم از کلاس میرم تو افق محو شم بگم:
خوب دست منو خوندى منو بدجورى سوزوند
ى منو مثه یه برده کجا ها که نکشوندى
یکی از فانتزیام اینه :
یه روز برم استادیوم بعد برم قاطی تماشاگرایه تیم حریف بشینم
بعد وقتی که تیمم گل زد شروع کنم به دست زدنو شادی کردن
و بعدشم زیر مشت ولگد محو بشم
یکی از فانتزی هام اینه که سوار یه ماشین بشم
بگم آقا اون ماشین جلویی رو تعقیب کن
بعد یارو هم بگه : برو گم شو پایین بابا ، ما دنبال شر نمی گردیم
هیچی دیگه منم پیاده شم برم !
یه فانتزیه خوب سـراغ دارم خعلی توپـه
ماله یـه خانـوم دکـتر بـوده ۲ بـار بـیشـتـر بـاهاش تـا افق نـرفـتـه
هرکی می خواد خبر بـده تا هـمـاهـنـگـی هـای لازم
واسه فروش فانتزی را انجام بـدیـم