حیف نون اسهال داشت خجالت میکشید به دکتر بگه
گفت آقای دکتر آبریزش دارم !
دکتر گفت : بینی ؟
حیف نون : نه قینی !
یارو میره رستوران سوپ بخوره
سفارش میده ولی خیلی طول میکشه ،
میبینه یکی اونور نشسته ، یه کاسه سوپ جولوشه و داره سیگار میکشه .
میگه : جناب من عجله دارم ، سوپ شمارو بخورم، سوپ من که اومد مال شما
... سوپ رو که تا آخرش میخوره میبینه یه مارمولک خشکی تهش چسبیده !
... ... ... هر چی خورده بود بالا میاره تو کاسه !
اون سیگاریه میگه :
تو هم دیدیش ... !
پدرم گفت که در دوره ی سربازی و دوری ز پدر
مادر و آدم شدن و ساچمه پلو خوردن بسیار
شود هر پسر بی هنری مرد
و دگر لوس و ننر بودن انسان بشود در