تا که ما همسفر عشق به افلاک شویم
بار الها مددی کن که همه پاک شویم
دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان
در جوار حرم عشق همه خاک شویم
دلم از خرمن غم خوشه خواهد
برای یک سفر دل توشه خواهد
دل بیچاره ام در هر دو دنیا
طواف کعبه ی شش گوشه خواهد
پیچیده دراین دشت عجب بوی عجیبی
جا مانده از آن قافله عطر گل سیبی
گاهی سر نی بود و زمانی ته گودال
طی کرد گل من چه فرازی چه نشیبی
تـا هست جهــان شـور محــرم باقیست
این جلوه ی جان در همه عالـم باقیست
ازنـالـه ی نـیـنــوای یـاران حسـیـن
همواره به لب زمـزمه ی غم باقیست