رفتیم کوه … دارم چوب جمع میکنم …
میگه می خوای با چوبا آتیش درست کنی؟
پَـــ نَ پَـــ پشت دریاها شهریست قایقی خواهم ساخت !
گفتم پـَـ نـَـ پـَـ می خوام باهاش وارده مذاکره بشم اجاره خونه رو شریکی بدیم
سر جلسه امتحان به دختره میگم سواله 8 چی میشه؟
میگه تقلب می خوای کلک؟
پ نه پ می خواستم سر حرفو باز کنم …
عشق نمی خوابه …تو رو خواستن نمی خوابه
تو فرودگاه دارم با رفیقم حرف می زنم
یارو داره رد میشه می پرسه شما ایرانی هستین؟
پـــ نه پـــ ما چینی هستیم فقط روی ما فارسی ساز نصب کردن
رفتم دکتر از منشیه می پرسم دکتر هست؟
میگه بله می خوایید برید پیششون؟
پـــ نه پـــ اومدم ببینم اگه این وقت شب هنوز تو مطبند
تلاش شبانه روزیشون رو سرمشق زندگیم قرار بدم و برم!