تو می خواستی بشی سنگ صبورم
تو شدی سنگ و من هنوز صبورم
مرا چه به فال حافظ که یوسفم را سال هاست گرگ خورده است
و در قحطی عشق چنان به سنگ ها دلبسته ام که حتی
میان فال ها هم کلبه ی احزان من گلستان نمی شود
درد یعنی او هست اما نه برای من …
هنوز مثل سابق مهربانم
اما دیگر کسی صدایم نمی کند مهربانم …
تو با من تموم کردی
من هم بی تو …