نوشت قم حا همه به او خندیــــــــــــــــدند!! گریــــــــــــــــــــــست … گفت به “غم ها ” یم نخندید… که هر جور نوشته شود درد دارد!! از ته به سر بخوان تا مــــــــنِ آن روزها را بشناسی…!!
بعضی ها از دور می درخشند! نزدیک که می شوی یک تکه شیشه ی شکسته ای بیشتر نیستند که باید لگدی بهش زد تا از مسیر نور آفتاب دور شوند و چشمان دیگری را خیره نکند و گول نزنند
اومدم بنویسم خیلی شبیه حیوون ها هستی اما وقتی یاد نجابت اسب افتادم وقتی یاد وفاداری سگ و اون نگاه مهربونش افتادم وقتی یاد نهنگ افتادم که به جفتش تا آخر عمرش وفادار می مونه وقتی یاد شیر افتادم که اگر گرسنه نباشه ، شکار نمی کنه وقتی یاد قو افتادم که غرورش رو خیلی دوست داره وقتی یاد مرغ عشق افتادم که بدون جفتش می میره به...