به محضِ اینکه احساس کردین غرورتون بازیچه کسی شده کوله بارِ آرزوهاتونو بردارین و بزنین به چاک ! داغِ زانو زدنتون رو به دل هر کی که با غرورتون بازی می کنه بزارین !
قرار نیست که همیشه من خوش باشم دیروز من خوش بودم از اینکه در کنارت بودم امروز دیگری خوش است برای با تو بودن و فردا یکی دیگری از تلاش دست نکش عزیزم که چشم ملتی به توست تو می تونی !!!
زوج پیری بودندکه باهم زندگی میکردند. پیرمرد هروز غرغر میکرد وبه پیرزن نق میزد که تو شبا خروپف میکنی نمیذاری من بخوابم . پیرزن هم میگفت مرد پیرشدی واین بهونه های توست وگرنه من خروپف نمیکنم. این ماجاراتاجایی ادامه داشت که پیرمرد شبی تصمیم گرفت صدای پیرزن راضبط کند. واینکارو کرد.صبح وقتی باخوشحالی اومد حرفش رو به زنش...