زمستان است و هوا پر شده
از دوستت دارم هایی که به بادها سپرده ام
کاش پنجره ات باز باشد
گهگاهی سفری کن به حوالی دلت
شاید از جانب ما خاطره ای منتظر لمس نگاهت باشد
عزیزم حسادت نکن
این که بعد از تو بغل گرفته ام
زانوی غم است !
عشق یعنی راه رفتن زیر باران
عشق یعنی من می روم تو بمان
گاهی میان وسعت دستان خالیم حس می کنم
تمام دار و ندارم نگاه توست !