رفتیم غار علیصدر. به رفیقم خفاش نشون دادم .میگه وای خفاشه! پ ن پ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکوت دارن فعلا.
داریم راه می ریم با دوستام، پام پیچ خورد، خوردم زمین میگه کمک می خوای؟
میگم پ ن پ شماها خودتون رو نجات بدین من اینجا می مونم مقاومت می کنم.
پروانه ی من در تاری افتاده است که
عنکبوتش “سیر” است
نه می تواند پرواز کند
نه می میرد …!
و من حتی آرزوی یک نفر هم نبودم