نفس بده که برایت نفس نفس بزنم
نفس به جز تو نخواهم برای کس بزنم
مرا اسیرخودکردی دعایم کن
که آخرین نفس را در این قفس بزنم
محرم آمد و دلها غمین شد
غم و عشق وبلا با هم اجین شد
حسین آماده بهر جانفشانی است
دوباره فاطمه قلبش حزین شد
عالم همه خاک کربلا بایدمان
پیوسته به لب خدا خدا بایدمان
تا پاک شود زمین ز ابنای یزید
همواره حسین ، مقتدا بایدمان
دلم دریاچه ی غم شد دوباره
قد آیینه ها خم شد دوباره
صدای سنج و دمام اومد از دور
بخون ای دل محرم شد دوباره
سلام ما به محرم به غصه و غم مهدی
به چشم کاسه خون و به شال ماتم مهدی
سلام ما به محرم به شور و حال و عیانش
سلام ما به حسین و به اشک سینه زنانش
التماس دعا