زیر درخت سیب نذر کرده ام به آمدنت
فصل شکوفه زدن از خاطرات نزدیک است
موقع Delete فولدر خاطراتت
ذهنم Error می دهد
گمانم یکی از فایل ها در حال اجراست
خاطره یعنی یک سکوت غیر منتظره
میان خنده هایی بلند
ﻫﺮ ﺁﺩمی ﮐﻪ ﻣﯿﺮﻭﺩ
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ
ﯾﮏ جایی
به ﯾﮏ ﻫﻮﺍﯾﯽ
ﺑﺮمی گردد
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻫﺴﺖ
ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺧﺎﻃﺮﻩ
دست خالی که نمیشود به پیشواز خاطره رفت
من هم وقتی چمدانم پر از گریه شد راه میافتم